پایان دنیا

سمعت بموسیقی حزینه ‏‎ 
و هززت رأسی کالجواد‎ 
و اشتهیت أن أصهل صهیلا طویلا یمزق عنقی‎ 
أن یکون عنقی من البلور الصافی‎ 
لاری اهار الشوق و الجوع و الذکریات‎ 
کیف تجری‎ 
أن أخلع نواجزی‎
و أضعها علی طاولتی کالقفاز‎ 
و انام حتی ینتهی العالم‎ ..

موسیقی غمگینی گوش می‌دهم
و سرم را  مثل اسبی تکان می‌دهم
دوست داشتم شیهه‌ای بلند سر دهم تا گلویم پاره شود
کاش  گلویم بلوری بود
تا می‌توانستم 
عبور شیهه‌هایی که از سر شوق و گرسنگی و خاطره بازی سر می‌دهم ‏ را ببینم 
دوست داشتم دندان‌های عقلم را از ریشه می‌کشیدم 
و آنها را روی میز کنار دستکش‌هایم می‌گذاشتم
ومی‌خوابیدم تا دنیا تمام شود..

محمد ماغوط‎ 
غرفه بملایین الجداران‎ 
قطعه 8‏‎ 

‏ ‏

/ 0 نظر / 15 بازدید