ترجمه‌های نجمه حسینیان

حلمتُ‎..‎
رأیت قصائد قلبی التی لم أقلها
تموت واحدة بعد أخرى
حزنتُ... وقمت إلیها
ألملمها جثثًا ورفاتْ
بکیت علیها وغسلّتها بالدموعْ
وسلّمتها لمهب الریاحْ
رجعت بخفی حنینْ
بکفین فارغتین
وظل شرود حزین یدبّ على مقلتیّ

رویایی دیدم..‏
خواب دیدم قصیده‌های قلبم
 که هنوز نسروده‌ام
می‌میرند
یکی پس از دیگری
غمگین شدم و به سمتشان رفتم
جمع کردم
جسدها و استخوان‌هایشان را
برایشان گریستم
غسلشان دادم
 با اشک‌هایم.
سپردمشان به باد
و برگشتم
دست از پا درازتر
با دو دوست خالی
و باسایه‌ای سردرگم و غمناک که می‌خزید
روی چشم‌هایم

 

فدوی طوقان
از قصیده‌ی ‏"رجاءً لا تمُتْ"


  • نجمه حسینیان||سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳٩٤ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ

    نظرات ()


  • Design By : nightSelect.com